ابراهيم عاملي ( موثق )

417

تفسير عاملي ( فارسي )

« نُخْرِجُ لَه يَوْمَ الْقِيامَةِ كِتاباً يَلْقاه » 13 مجمع : ابو جعفر « يخرج » بضمّ ياء و فتح راء به صيغه ى مجهول غايب خوانده است و يعقوب با فتح ياء و ضمّ راء و باقى با نون خوانده‌اند ، و ابو جعفر و ابن عامر « يَلْقاه » بضم و يا و فتح لام و تشديد قاف به صيغه ى مجهول از مصدر تلقيه خوانده‌اند و ديگران با فتح ياء و سكون لام قرائت كرده‌اند . كشف نوشته : هر كس را آنچه سزاى او است در گردن او بستند و آن رقم بر وى كشيدند در ازل يكى را تاج سعادت بر فرق نهاده درخت اميدش ببر آمده ، شب جدائى فرو شده و روز وصل برآمده ، يكى به حكم شقاوت گليم ادبار در سر كشيده بتيغ هجران خسته و بميخ ردّ وابسته آرى قسمتى است كه در ازل رفته نه فزوده نه كاسته چه توان كرد قاضى ازل چنين خواسته ، بيچاره آدمى كه از ازل خويش خبر ندارد و از ابد خويش غافل نشيند ميان بوده و بودنى او را خواب غفلت ميگيرد از خواب غفلت آن روز بيدار گردد كه نامه ى كردار وى بدست او دهند كه « وَنُخْرِجُ لَه يَوْمَ الْقِيامَةِ كِتاباً يَلْقاه » . « وَإِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها » 16 فخر : اين جمله دو معنى شده است : 1 - چون ملَّتى نافرمانى كردند و مستحقّ عقاب و هلاك شدند ، به زودى آنها را گرفتار نميكنيم بلكه آن مردم متنعّم خوشگذران آسوده خاطر را مأمور ميكنيم كه از نافرمانى توبه كنند و به راه حقّ باز آيند و چون باز هم بر فسق خود بماندند و نافرمانى كردند ، يكبارگى گرفتار خواهند شد . و قفّال نظير اين معنى ديگر كرده است كه چون ما ميدانيم اهل يك آبادى جز سركشى و بدكارى تسليم نميشوند و خيرى ندارند و ما بخواهيم آنها را مجازات كنيم ، بموجب علم خود آنها را عذاب نميكنيم ، بلكه مردم سرمايه دار و مترف را فرمانى ميدهيم آنها هم معلوم است كه فاسق و نافرمان ميشوند و ما هم گرفتارشان ميكنيم . 2 - صاحب كشّاف گفته است : چون گفته شده است « أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا » مقصود اين است كه راه همه ى خير و خوشى براى آنها باز ميگذاريم و آنها آنچه بخواهند ميكنند و فاسق مى -